مؤلف مجهول

42

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )

باشد ، واجب است . « 1 » از براى آنكه ذات اللّه تعالى علّت تامّه است در وجود صفات ، و ذات بارى موجود است ؛ پس واجب مىشود كه صفات نيز موجود باشد . حاصل كلام مصنّف اين است . تنبيه : بدان‌كه حكما دو دليل گفته‌اند بر آنكه اللّه تعالى عالم است : اوّل : آنكه اللّه تعالى عالم است به ذات خود ؛ و وقتى كه عالم باشد به ذات خود ، عالم است به جميع ماعداى خود ؛ از براى آنكه اللّه تعالى مبدأ جميع ماسواى خود است به واسطه يا بدون واسطه ؛ و علم به علّت موجب علم به معلول است . پس باشد اللّه تعالى عالم به جميع اشيا ؛ و اين بحث مذكور است در مبحث علّت و معلول . پس آنجا طلب بايد كرد كه در اين مختصر لايق نيست ذكر آن . و دويم : آنكه اللّه تعالى مجرّد است ، و هر مجرّد عالم - چنانچه گذشت - از براى آنكه علم عبارت است از حضور معلوم نزد عالم ؛ و اللّه حاضر است نزد ذات خود و غايب نيست . پس باشد عالم به ذات خود . وجه اوّل دلالت مىكند بر آنكه علم اللّه تعالى عامّ است ؛ و مصنّف دلايل حكما را ذكر نكرد تا واضح باشد . مخفى نماند كه مخالفت بسيار است در آنكه علم اللّه تعالى متعلّق است به جميع معلومات « 2 » و ايشان چند فردند : بعضى مىگويند كه اللّه تعالى عالم نيست به نفس خود . از براى آنكه نسبت است ؛ و نسبت نيست مگر بين منتسبين متغايرين كه اين دو شىء طرفين آن نسبت باشد ؛ و نسبت شىء به نفس محال است ، از براى عدم تغاير .

--> ( 1 ) . صفات خداوند عين ذات او هستند و هرگاه اتّصاف ذات به صفتى جايز باشد ، آن صفت براى ذات واجب مىشود . چه در غير اين صورت ، ذات به آن صفت محتاج مىشود و اين محال است . ( 2 ) . شارح كتاب ، هدايت اللّه ، در ايراد مخالفتهايى كه بر قول مؤلف شده و پاسخهايى كه بدانها مىدهد ، بسيار از شرح مخدوم حسينى متأثر است و بيشتر عبارتهاى وى برگردان فارسى شرح عربى مخدوم حسينى است . ر . ك : شرح باب حادى عشر ، تصحيح دكتر محقق ، بخش دوم ، شرح مخدوم حسينى ، صص 111 - 113 .